![]() |
![]() |
|
| آموزشی |
|
چه روزهایی از پی هم آمدند و رفتند....
میلاد حضرت زهرا (س)
چون تورا پرورد دست کردگار
دست حیرت را گزان شد روزگار
تا توخندیدی بهار آمد پدید
آفتاب از حسن روی تو دمید
ای فراتر آسمان هفتمین
شوق رویش در تن سرد زمین
ای به دامن پروریده شیر ویل
ای فرو افتاده بر پایت زحل
با تو ذهنم عطر آگین می شود
گاه شاد و گاه غمگین می شود
و میلاد حضرت علی (ع)
فلک رقصان زآهنگ علی شد
علی در هر چه آمد منجلی شد
جهان موسیقی شیدایی اوست
زمان لبریز از مولایی اوست
بگو مهر علی مهریست خاتم
نگردد نامه ات بی آن فراهم
علی گل، وین جهان چون شبنم اوست
خدا داند که دریا یک نم اوست
چراغ آفتاب عالم افروز
بود چون شعله ای زان آتش و سوز
دل هر ذره از مهر علی پر
جهان چون یک صدف ، مهر علی درُ
به مهرش مهربانی وام دارد
زنامش، گفته ، شیرین کام دارد
کجا داند کسی روح علی چیست؟
که می داند علی چون وعلی کیست؟
جهانی پیش رویش ذره ای نیست
خدا ، تنها خدا داند علی کیست!
و نیمه رجب......
ومن در این شب تما شایی .....
ودر این احساس ماورایی
چه بگویم ؟!!
......
......
چادر آسمان پر از الماس
چهره آسمان تماشایی
شب پراز دانه هی مروارید
همه جا غرق نور و زیبایی
پاره ابری شبیه یک سایه
می کشد پرده ای به چهره ی ماه
ماه در پشت پرده می خندد
می رود از کنار ابر سیاه
می دود یک شهاب در دل شب
می کشد جوی نور بر دنیا
جای او باز هم به سینه ی شب
می درخشد ستاره ای زیبا
کاش من هم ستاره ای بودم
خانه ی من در آسمان ها بود
خانه کوچکی که پرده ی آن
پاره ابری سپید و زیبا بود !! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 2:26 توسط ستاره آسمانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|